تبليغاتX
جنبش همبستگی با هادی قابل - متن سخنراني هاي مراسم تجليل از هادي قابل
 
هادی قابل را آزاد کنید...
 

پنج شنبه هفته گذشته و به فاصله يك ماه از زندان رفتن حجت الاسلام والمسلمين هادي قابل، عضو و دبير شوراي مركزي حزب، نشستي در محل دفتر مركزي حزب با حضور اعضا و سخنراني چهره هاي اصلاح طلب و مدافعان حقوق بشر برگزار شد. گزارشي از اين سخنراني ها در پي مي آيد:

درايتي: جريان حاكم به هيچ اصلي پايبند نيست
«مصطفي درايتي» عضو دفتر سياسي و رئيس كميسيون حقوق بشر حزب در اين نشست گفت: انتظارمان اين بود كه با جلسه‌اي كه چند وقت قبل براي آقايان قابل و باقي برگزار شد و مسئله زندان ايشان منتفي شد، نيازي به جلسه مجدد نباشد. اما اتفاقاتي افتاد كه جلسه مجددي به دنبال زندان رفتن آقاي قابل لازم شد. كه اميدواريم با آزادي سريع تر ايشان، نيازي به جلسات مكرر نشود. وي در ادامه گفت: برگزاري اين جلسات دو جنبه و دو هدف مي تواند داشته باشد: هدف اول اين است كه دنبال اين باشيم كه تاثير يا تخفيفي در زندان افرادي چون آقاي قابل ايجاد كنيم كه خودم از چنين تاثيري مايوسم. چراكه شرايط امروز جامعه نشان نمي‌دهد كه حاكميت نگراني مردم و حتي جامعه فرهيخته چندان تاثيرش در عملكردش داشته باشد. همان طور كه قبل از زندان رفتن آقاي قابل كارهاي زيادي انجام شد، اما كمتر توجه شد. به همين دليل، حق اين است كه ما از طرف مقابل كمتر توقع رعايت اخلاق و حتي شرع را داشته باشيم. درايتي با اشاره به ويژگي هاي جناح حاكم گفت: جريان مقابل كه خود را «اصولگرا» مي‌نامد، تنها جريان در تاريخ جمهوري اسلامي است كه به هيچ قاعده و اصلي پايبند نيست. اين بي‌قاعده‌ترين نامگذاري است كه در ميان نيروهاي سياسي ديدم. وي توضيح داد: اگر به اصولي كه اين جريان مدعي پايبندي به آن است مراجعه كنيم، خواهيم ديد كه به هيچ كدام پابندي ندارند. از نظر پايبندي‌ به اسلام، عملكرد اين جريان با هيچ معيار شناخته شده اسلام تطابقي ندارد و اصول دين جديدي بايد براي آن ساخت. اگر بپذيريم كه توقع اصلي دين، رعايت معرفت و اخلاقي به‌عنوان خلاصه دين است، عملكرد اين جريان كاملا در تعارض با جوهره دين قرار دارد. اصولا جامعه بي‌اخلاق نمي‌تواند مدعي دينداري باشد؛ حتي اگر همه رفتارهايش را به نام دين توجيه كند. به همين خاطر، وقتي زاويه ما اصلاح طلبان با اين جريان گسترش مي‌يابد و فرزندان انقلاب به نام عدم التزام به اسلام رد مي‌شوند، نبايد چندان ناراحت شوند چون اين نشان مي دهد كه اصلاح طلبان به دين بي‌اخلاق مومن نيستند.
وي ادامه داد: از نظر پايبندي اين جريان به انقلاب نيز، اگر اهداف انقلاب را شامل دو محور جمهوريت و اسلاميت بدانيم، اسلاميت آنها همان است كه عرض شد. از نظر جمهوريت هم، اينان هيچ تعهد و پايبندي به راي و نظر مردم ندارند. بنابراين، پايبندي به جمهوري اسلامي ندارند. حتي نسبت به امام هم پايبندي ندارند. وقتي به بيت امام چنين توهين مي‌شود كه آيت‌الله توسلي از سنگيني اتفاق جان مي‌دهد، چطور ادعا مي شود كه به خواست امام پايبند هستند؟
درايتي در ادامه گفت: آخرين بند اصول آقايان رهبري است. سال گذشته به عنوان اتحاد ملي از سوي مقام رهبري نامگذاري شد. پرسش ما اين است كه اين نامگذاري‌ها براي عمل است يا زير پا گذاشتن؟ سال گذشته همه گروه‌هاي اصولگرا و منسوبين رهبري بيشترين حركات را براي شكاف و تفرقه در جامعه نشان دادند. امسال كه سال نوآوري نامگذاري شده و مخاطب اصلي آن حوزه‌هاي علميه بوده اند، كيهان به مرجع تقليد نوانديشي كه نظريه‌اي براي فتح باب معرفت ايجاد كرده، حمله مي كند. بايد پرسيد كه كجا اين نوآوري بايد ديده شود؟ آيا معني نوآوري سكون و سقوط است و منظور از وحدت، تفرقه. پس چه طور مي‌شود دم از اصولي زد و نان آن را خورد كه به هيچ كدام پايبند نيستند؟
عضو دفتر سياسي در ادامه گفت: اما برگزاري چنين جلساتي مي تواند هدف ديگري هم داشته باشد. اگر هدف از برگزاري اين جلسات ايفاي وظيفه در قبال كساني است كه بناحق به خاطر فكر و عقيده به زندان افتاده‌اند، بجاست. بايد با همت افزون آنقدر كه از ما ساخته است آلام آنها و خانواده‌شان را كاهش دهيم و اين وظيفه را به عنوان روندي جدي در آينده دنبال كنيم. بايد جاي خالي بازداشت‌شدگان را با اشاعه ديدگاه هاي آنها در جامعه پر كرد. نبايد تصور شود كه ايشان و كساني چون آقاي باقي تنها هستند. در پايان دعا مي‌كنيم به خدا كه دستمان جز به دامان تو به جاي محكمي بند نيست كمكمان كن تا وظيفه‌مان را ايفا كنيم.

ابوالفضل موسويان: نگاه ديني تحمل سختي ها را آسان مي كند
حجت الاسلام والمسلمين «سيد ابوالفضل موسويان» عضو مجمع محققين و مدرسين حوزه علميه قم نيز در اين نشست گفت: به سهم خود بسيار از اين اتفاق متاثر هستم و احساس مي‌كنم وظيفه تك تك ماست كه در برابر اين اتفاقات احساس مسووليت كنيم و از آن نگذريم. برگزاري اين جلسه تكليفي است بر دوش همفكران و همراهان افراد دربند. چرا كه ما اين را حق اوليه هر شهروند ايراني مي‌دانيم كه بتواند ديدگاه‌ها و نظرات خود را مطرح كند. من فكر نمي‌كنم آقاي قابل حتي در بيان ديدگاه‌ها و نظرات خود آن حقي كه دارند، در همان برنامه و سخنراني‌ها و مصاحبه‌ها ايفا كرده باشند. حقي كه به تعبير امام، حقي است كه همه انسان‌ها دارند. حق آزادي، بحث، نصيحت ائمه مسلمين و امر به معروف و نهي از منكر. وي ادامه داد: امر به معروف و نهي از منكر دو وظيفه‌اي است كه در تعامل با حاكميت معنا مي‌دهد. اين افتخاري براي هر انسان آزاده‌اي است كه براي بيان حقايق خود به دوراز چاپلوسي‌ها و نفاقي كه متاسفانه در جامعه وجود دارد، ديدگاه خود را بيان كند و حاضر به پرداخت هزينه آن هم شود. وي با اشاره به ملاقات اخير خود با آقاي قابل در زندان گفت: چند روز پيش ايشان در ملاقات اظهار رضايت مي‌كرد كه توانسته وظيفه‌اي انجام دهد. ايشان اعلام كرد كه من اينجا در زندان درس مي‌گويم. من هم پيشنهاد دادم كه در حوزه اعلام كنيم هر كس مي‌خواهد درس كفايه بخواند، مي تواند در بند ويژه شاگرد آقاي قابل شود.
وي با بيان اينكه «اگر به اسختي ‌ها نگاه ديني و اخلاقي داشته باشيم، تحمل آن آسان مي‌شود»، گفت: وقتي حضرت امير در آخرين نصيحت خود به فرزندانش مي‌گويد: «امر به معروف و نهي از منكر را ترك نكنيد وگرنه اشرار به شما حاكم مي‌شوند»، اهميت اين هزينه پرداختن ها براي نقد حكومت آشكار مي شود. موسويان در پايان گفت: اين دوره رسم شده خيلي مسائل و مشكلات را به ماورا و امام زمان ارتباط مي‌دهند تا بدين وسيله از اعتقادات مردم براي حل مشكلات خود سوءاستفاده كنند. اما جمله حضرت علي بسيار مهم است كه مسائل حكومت از آن مسائلي نيست كه با دعا حتي اگر دعاي نيكان جامعه باشد، حل شود. در حوزه حكومت، خدا كاري نمي‌كند. چرا كه اينجا جايي است كه مردم خودشان بايد اقدام كنند.

علوي تبار: عالي ترين مسؤول كشور مسؤول اصلي است
«عليرضا علوي تبار» هم با نكوداشت ياد و خاطره عزيزان دربند گفت: ما قاعده‌اي داريم در مديريت به‌عنوان قاعده تناسب ميان اختيار و مسووليت. در كشور ما بيش از 70 درصد قدرت در اختيار مقام رهبري و نهادهاي تحت امر ايشان است. ايشان بايد مسووليت بيش از 70 درصد اتفاقات را بپذيرند. اگر همه مسايل در كشور ما مطلوب است، بايد ايشان را دعا كرد و اگر به مردم ستم مي شود، ايشان بايد در دنيا و آخرت پاسخگو باشند. وي تأكيد كرد: ما نبايد اشتباه كنيم و مسووليت را به گردن كساني بياندازيم كه قدرت آنها در حكومت كمتر از 30 درصد است. ضمن آنكه در حال حاضر و در عمل، الان 100 درصد قدرت در اختيار ايشان است و در نتيجه، مسووليت همه مسايل برعهده ايشان است.
وي در ادامه به بحث درباره حقوق شهروندي پرداخت و با اشاره به مدرن بودن حقوق شهروندي گفت: عنوان حقوق شهروندي عنوان مدبري است كه در تفكر سنتي ما كمتر مورد توجه بوده است. در بين علماي ما، تنها خدمت آيت‌الله منتظري در «رساله حقوق» توضيح داده‌اند و سعي كرده‌اند اين نگاه مدرن را از سنت در آورند. اما به طور كلي، حقوق شهروندي 3 سطح دارد كه از هر كدام به مرحله بعد رسيد:
1 – حقوق مدني: حق حيات، مالكيت، مبادله و كار و تجارت.
2 – حقوق سياسي: شهروندان از حقوق برابر براي تصميم‌گيري در امور عمومي براي نصب و عزل و نقد حكومت برخوردار باشند.
3 - حقوق اقتصادي – اجتماعي: حق بشر براي برخورداري از حداقل خوراك، پوشاك و آموزش.
4- اخيرا سطح چهارمي از حقوق هم مطرح شده با عنوان حقوق فرهنگي كه هنوز بر سر آن اتفاق نظر وجود ندارد. اما دو مورد آن مورد توافق است كه يكي حق برخورداري از دانش مدرن و دوم حق متفاوت بودن از فضاي عمومي – اجتماعي است.
بنابراين وقتي از حقوق شهروندي سخن مي‌گوييم، دفاع از چهار سطح حقوق است. دفاع از حقوق به اين مفهوم مدرن چندان در نگاه سنتي ما ديده نشده. رساله حقوق آيت الله منتظري از اين نظر، يك نوآوري در جهان اسلام است اما آنطور كه بايد و شايد در نزد ما شناخته شده اما مي‌تواند مبناي مناسبي باشد براي باز تعريف جمهوري اسلامي.
وي در ادامه گفت: من همواره از خود مي‌پرسم چطور از دل آن همه تلاش فكري، فداكاري و دلسوزي در دوران انقلاب و جنگ چطور ما به اين وضعيت و حكومتي غيرپاسخگو و اقتدارگرارسيده ايم؟ چرا آن همه خلوص و تلاش به اينجا رسيد؟ يكي از پاسخ‌ها اين است كه در بطن هر نظريه و تئوري ظرفيت‌ها و امكاناتي وجود دارد كه تنها وقتي شناخته مي‌شود كه تلاش شود آن ظرفيت به اجرا درآيد. تئوري جمهوري اسلامي مبتني بر ولايت فقيه تا وقتي در حد نظر بود با شارحاني چون آيت‌الله منتظري و مرحوم صالحي نجف‌آبادي، نظريه اي مدافع شهروندان به نظر مي رسيد. البته آنچه اجرامي‌شود تفسير آن بزرگان نيست اما در دل تئوري ولايت فقيه ظرفيت‌ها و امكاناتي وجود دارد كه فقط وقتي شناخته مي‌شود كه به آن عمل كنيم. هر نظريه‌اي يك آزمون عمل دارد. در عرصه عمل، هر نظريه تبعاتي دارد كه براي تئوري پردازانش شناخته شده نيست. همان‌طور كه در نظريه ماركس، توتالتياريسم استالينيستي ديده نمي‌شود اما در عمل ديده شد. ما نيز نگاهي به جمهوري اسلامي مبتني بر ولايت فقيه داشتيم كه اكنون پس از عمل ديده ايم درون خود ظرفيت‌هايي دارد كه از دل آن اين وضعيت بيرون مي‌آيد. به همين دليل، ما اصلاح طلبان اگر به نظريه جمهوري اسلامي وفاداريم بايد دنبال تعبير و تفسيري بگرديم كه چنين ظرفيت‌هايي نداشته باشد. ما نياز به بازخواني نظريه جمهوري اسلامي به شكلي داريم كه در نتيجه آن، شكل حكومت، جمهوري؛ روش اجراي آن دموكراسي وخط مشي آن يا مبتني بر احكام شريعت است و يا تناقضي با آن ندشته باشد. اين بازخواني براي ما ضرورت دارد تا جمهوري اسلامي قابل جمع با حقوق بشر و حقوق شهروندي در تمام سطوح آن باشد. بدون آنكه مسووليت و مسوول اصلي را فراموش كنيم، بايد توجه كنيم به يك گام نظري بند نياز داريم تا فرزندان انقلاب قرباني ظرفيت‌هاي نظريه اي نشوند كه خود آن را پرورانديم.

پيام قابل
در ادامه اين نشست، متن پيام آقاي قابل توسط فرزند ايشان قرائت شد. در اين پيام آمده است
بسم الله الرحمن الرحيم
به نام خداوند جان آفرين
حكيم سخن در زبان آفرين
سروران گرامي، خانم ها و آقايان
سلام گرم مرا از پشت ميله هاي مهرورزي و عدالت علوي! پذيرا باشيد.
با خبر شدم قرار است امروز 19/2/1387 اين بنده كوچك خدا را مورد لطف قرار داده و به ياد روزهاي همراهي و همگامي، و اميد به استواري گام هاي پيش رو، ساعاتي را به همدلي و همنوايي بنشينيد.
سپاس خود را نثار تك تك شما گراميان و فرهيختگان مي كنم و از درگاه يكتاي بي همتا پيروزي و بهروزي برايتان آرزو دارم.
بيش از يكصد سال است كه ملت بزرگ و آزاديخواه ايران براي زدودن استبداد و استقرار دموكراسي و مردم سالاري، هزينه مي پردازد.
استبدادي كه در زواياي انديشه ها، اخلاقيات و حتي برداشت هاي متون ديني و مذهبي مان جا خوش كرده و هر از چندي از گوشه اي سرك مي كشد. بي ترديد براي قطع ريشه هاي استبداد از پيكره جامعه و رسيدن به بهار با طراوت دموكراسي، مردم سالاري و ازادي اكنون هم بايد هزينه پرداخت و از آن نهراسيد.
بر خود مي بالم كه فرزندي كوچك از اين ملت بزرگم كه خداوند توفيق عنايت فرمود تا اندك هزينه اي در اين راه مقدس بپردازم.
از راهي كه گزيده ام، نه پشيمانم و نه نگران. به ايران آزاد، آباد، بدون استبداد و خودكامگي مي انديشم و به آن اميدوارم.
اگر چه به ستم و بر خلاف موازين قانوني و ديني مجبور به تحمل زندان هستم. اما خدا مي داند كه كوچك ترين هراسي ندارم كه بر عكس اين عاملان و آمران زندان من هستند كه در هراس و وحشتند!
ميهمانان گرامي، اعضاي محترم حزب مشاركت ايران اسلامي؛
رمز پيروزي بر اهريمن استبداد، آگاهي، اتحاد و مقاومت است. اين سه عامل امكان پذير نيست، مگر آنكه سازماندهي و تشكل را جدي بگيريم. با نگاهي به تجربه هاي موفق دموكراسي و آزاديخواهي در جهان بر اين حقيقت آگاه مي شويم كه احزاب و تشكل هاي سياسي و صنفي اساس و زير بناي دموكراسي است.
ملت ايران هنگامي مي توانند به اهداف عاليه خود برسند كه امر تحزب و تشكل را جدي بگيرند. از قضا مستبدان هم بيشترين حمله و اتهام را متوجه تشكل ها و سازمان هاي پويا و منسجم مي كنند، زيرا از آن‌ها مي هراسند.
آرزو مي كنم كه ثمره رنج زنان و مردان آزاده و آزاديخواه، قطع ريشه هاي استبداد و خودكامگي و شكوفاي گل آزادي و دموكراسي در اين مرز و بوم باشد.
حسن ختام سخن را شعري از حافظ قرار مي دهم و به همه شما و عزيزاني كه نتوانستند در اين جلسه حضور يابند تقديم مي دارم.
رسيد مژده كه ايم غم نخواهد ماند
چنان نماند و چنين نيز هم نخواهد ماند
من ار چه در نظر يار خاكسار شدم
رقيب نيز چنين محترم نخواهد ماند
چو پرده دار به شمشير مي زند همه را
كسي مقيم حريم حرم نخواهد ماند
چه جاي شكر و شكايت ز نقش نيك و بد است
چو بر صحيفه هستي رقم نخواهد ماند
سرود مجلس جمشيد گفته اند اين بود
بيار جام كه دوران جم نخواهد ماند
غنيمتي شمر، اي شمع، وصل پروانه
كه اين معامله تا صبحدم نخواهد ماند
توانگرا دل درويش خود بدست آور
كه مخزن زر و گنج درم نخواهد ماند
بر اين رواق زبر جد نوشته اند به زر
كه جز نكوئي اهل كرم نخواهد ماند
ز مهرباني جانان طمع مبر حافظ
كه نقش جور و نشان ستم نخواهد ماند
بار ديگر سپاس مرا پذيرا باشيد.
خدا يار و نگهدارتان
هادي قابل
قم- زندان لنگرود
19/2/1387

يوسفي اشكوري: روحانيون دگرانديش با ظلم مضاعف مواجه هستند
«حسن يوسفي اشكوري» فعال ملي-مذهبي، نيز در ادامه اين نشست گفت: پيام آقاي قابل نشان از آگاهي، بيداري و استواري ايشان دارد. كساني كه در زندان بوده‌اند و اين دوره‌هاي آموزشي را طي كرده‌اند، اهميت اين پيام را درك مي كنند. صدور چنين پيامي از سوي كساني كه از پشت ميله‌هاي زندان با بيرون سخن مي‌گويند، حكايت از بيداري و هشياري و از سوي ديگر شهامت و شجاعت اخلاقي آنها دارد. چون وقتي انسان در فضاي آزاد به دور از سلول و بازجو و شرايط زندان سخن مي‌گويد و در محفل عمومي مورد تشويق قرار گيرد، شجاع مي‌شود اما ممكن است همين فرد به انفرادي منتقل شود. با فضاي خاص خود با چشم بند و دستبند به دستشويي و هوا خوري برود و دائم با تطميع و تحقيرها و فشارهاي روحي بازجو مواجه باشد. اينها را گفتيم تا بدانيد آقاي قابل در چه شرايطي اين مطالب را نوشته. من به عنوان كسي كه دوره كارآموزي 4 سال و نيم را گذرانده‌ام، معتقدم كه صدور اين پيام، نشانه آگاهي و شجاعت اخلاقي ايشان است و اعتقاد به راهي كه برگزيده است. كساني كه در آن شرايط سخت مي‌مانند و هزينه مي‌پردازند شجاعت مضاعف دارند.
وي در ادامه به بحث اصلي خود با عنوان «تراژدي روحانيت در جمهوري اسلامي» پرداخت و گفت: به عنوان كسي كه كارش تاريخ است و آگاهي نسبي دارد به اين نتيجه رسيدم و در كنفرانس برلين هم گفتم كه از زمان صفويه تا جمهوري اسلامي كه نهاد روحانيت و مرجعيت داشته‌ايم، سختي كه بر روحانيت كه در اين 30 سال گذشته قبل از آن بي‌سابقه بوده است. اين را از سر عصبانيت و انفعال نمي‌گويم. در خارج از كشور ممكن است فكر مي‌كنند روحانيت در ايران حقوق ويژه‌اي دارند اما توجه نمي شود كه در مقابل روحانيون دگرانديش با ظلم مضاعف مواجه هستند.
وي با تشريح دوران زندان خود از سوي دادگاه ويژه روحانيت گفت: در آنجا از من مي‌پرسيدند آقاي اشكوري شما چه نسبتي با حسينعلي منتظري داريد؟ سه صفحه جواب دادم از سوابق آيت‌الله منتظري و با اين جمله شروع كرد: «شگفت است در جامعه‌اي با نام جمهوري اسلامي (روحاني) از نسبت شاگرد و استاد و مقلد و مرجع مي‌پرسند». قبل از انقلاب كسي جرات نمي‌كرد چنين كلمات و عباراتي در قبال يك مرجع تقليد به كار برد و چنين برخوردي با نهاد مرجعيت بكند. شما مقاله معروف رشيدي مطلق كه منجر به انقلاب شد را با مقالات امروز عليه آيت‌الله صانعي و منتظري مقايسه كنيد.براي مقابله با اين توهين ها و هتك حرمت ها بايد روحانيت مستقل بماند و نبايد ابزار حكومت شود و اگر غير اين است علمي الروحانيت والسلام و به تعبري علي الاسلام والسلام.
اشكوري در پايان تأكيد كرد: همه بايد از استقلال نهاد مرجعيت به عنوان ضروري جامعه و اصلي استراتژيك دفاع كنيم.

عبدي: قابل و دانشجويان پلي تكنيك به دليل جرم نكرده محكوم شده اند
«عباس عبدي» هم در اين نشست گفت: من معمولا پرونده‌هاي دوستان را مي‌خوانم. احكام و دفاعيات آقاي قابل را هم ديده‌ام و در اينجا مي خواهم درباره آن بحث كنم. ما وقتي از حقوق صحبت مي‌كنيم، بعضي اوقات قانون منصفانه نيست اما قابل فهم است. مثلا در زمان شاه توهين به اعليحضرت 2 تا 5 سال زندان داشت. به همين دليل رسيدگي به جرايم امنيتي در دادسراي ارتش بود. در آنجا از نظر مدافعان حقوق بشر و مخالفان حكومت به قانون ايراد بود، اما معمولا طبق قانون عمل مي‌شد. حتي كارهاي غيرقانوني قابل فهم بود. مثلا شكنجه رايج بود اما در جهتي كاربرد داشت. شكنجه از سال 48 و 49 رواج پيدا كرد. قبل از آن وجود نداشت و از زمان شكل‌گيري گروه‌هاي مسلح به‌وجود آمد تا آن تشكيلات را پيدا كنند. چون اگر شكنجه نمي كردند فرصت 4 ساعته تخليه خانه تيمي مي گذشت و امكان پيگيري و كشف تيم مسلح مخالف رژيم از دست مي رفت. اين مسئله شكنجه را قابل فهم مي‌كرد گرچه از نظر اخلاقي قابل توجيه نبود. اما حتي در آن زمان ديده نمي‌شد اطلاعيه‌اي را در خانه كسي بگذارند و بعد به خاطر اطلاعيه او را بازداشت كنند. همين قابل فهم بودن قضيه ولو غيرقانوني بودنش، نكته كليدي ماجراست. بدترين ناجوانمردي در حق سه دانشجوي پلي‌تكنيك صورت گرفته است كه آنها را به خاطر كار نكرده چنين محكوم كرده اند. شما مي‌توانيد اينها را به خاطر تظاهرات عليه احمدي‌نژاد محكوم كنيد و قابل فهم باشد گرچه غيرقانوني است اما كار نكرده را كه ديگر نبايد انتساب داد. باب شدن اين رويه ها نشان از بحران درون سيستمي است. بخش قابل توجهي از پرونده آقاي قابل هم از اين نوع است. اگر حكومت اعتماد به نفس داشت نبايد وي را غير علني محاكمه مي‌كرد. از ترس افكار عمومي حاضر به علني شدن محاكمات نمي‌شوند. ناراحت كننده‌تر اين است كه به جاي پرونده، پرونده‌سازي كرده‌اند كه اين اعتبار حكومت را از بين مي‌برد.
وي ادامه داد: آقايان براي برخورد با آقاي قابل مي توانستند اعلام كنند هر كس مقلد آيت‌الله منتظري است دو تا پنج سال زندان. اما وقتي چنين قانوني نداريم، نبايد فردي را به خاطر تقليد و تبليغ ايشان محكوم كنيم. متأسفانه كم كم اين رويه ها باورشان مي‌شود. رويه هايي كه نه تنها غيرمنصفانه بلكه ناجوانمردانه است. در حاليكه آدم حتي در ظلم كردن بايد جوانمرد باشد.

شكوري راد: بازداشت قابل به دليل روحاني بودن اوست
«علي شكوري راد» عضو شوراي مركزي، برخلاف عبدي قضيه بازداشت و محاكمه و زندان قابل را غيرقابل فهم ندانست و توضيح داد: آقايان اول تصميم گرفته‌اند كه ايشان بازداشت شود و بعد سند و مدرك براي آن جعل كرده اند. در واقع يك اراده و دستور قوي براي بازداشت قابل وجود داشت و حتي دادگاه ويژه روحانيت براي عملي كردن اين اراده دچار اضطرار و انفعال بود. به طوري كه به در منزل ايشان رفته‌اند به بهانه سوال شرعي، حكم زندان نشان داده‌اند و بعد منزل را بازرسي كرده‌اند و ايشان بازداشت شده‌اند. نحوه بازداشت، آزادي و اجراي حكم ايشان كاملا ناجوانمردانه و حاكي از اضطراب بوده است. وي در ادامه گفت: داريوش در كتبيه‌هاي تخت جمشيد مدام دعا مي‌كند كه خدايا مملكت ما را از دروغ حفظ كن و دشمنانش را به اين دليل مي‌كشت كه دروغ مي‌گفتند. اما دادگاه ويژه روحانيت بدون كمترين توجيه اخلاقي و عقلي دروغ مي‌گويد. اين رفتار نشانگر اضطراب است و جنبه حقوقي ندارد. صرفا مي‌خواهند اراده اي عالي را عملي كنند.
وي با بيان اينكه «برخورد با قابل در شرايطي اتفاق افتاد كه هيچ دليل زماني و سياسي وجود داشت و در جامعه و حزب هم اتفاق تازه‌اي نيفتاده بود»، گفت: ايشان صرفا به دليل روحاني بودن اتفاق افتاد. آقاي قابل به كسوت روحاني خود افتخار مي‌كرد و از خلع‌لباس رنجيده‌تر است تا 40 ماه زندان. او به خاطر اين لباس حقوق ويژه‌اي كسب نكرد اما به دليل اين لباس حق شهروندي او سلب شد. از نظر كساني كه اين پرونده را طراحي كردند، اينكه كسي در كسوت روحانيت بيايد و فعاليت حزبي كند و سازمان‌يابي كنند و برابر ديگران بنشينند و به تصميمات جمعي متعهد بماند، برايشان ثقيل بود و چنين الگويي را نمي‌پسنديدند. دليل بازداشت و خلع لباس او همين بود. او نه تنها از لباس روحانيت چيزي كم نكرد، بلكه به آن افزود.

در اين نشست، سيد داوود رضوي عضو هيات مديره سنديكاي اتوبوسراني هم گزارشي از وضعيت كارگران زنداني و آقاي اسانلو رييس اين سنديكا را ارائه كرد.

  نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت 16:51  توسط جنبش همبستگی با هادی قابل  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM